أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

454

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

350 . حماما 1 اين ريشه ، ساق و گل است ، به رومى اومومون 2 و به سريانى حماما [ ناميده مىشود ] 3 . ديسقوريدس : بهترين [ حماما ] تازه ، سفيد ، سبك يا 4 سرخ پر از ميوه است و به گل حنا 5 مىماند ، خوش‌بو است ، سخت نيست و پيچ و تاب ندارد . رازى : نيروى [ حماما ] همان نيروى وج است ، جز اينكه بيشتر به رسيدن و پختن كمك مىكند و وج بيشتر خشك مىكند ؛ به همين جهت به حماما بايد آن را افزود كه خشك مىكند و به وج - آن را كه نرم مىكند ، مثلا نيم وزنش صندل سفيد . ديسقوريدس 6 : [ حماما ] گياهى است كه به خوشه‌هايى از چوب درهم پيچيده مىماند . گل‌هايش ريز است كه از نظر رنگ به رنگ « ساذج » مىماند ، برگ‌هايش شبيه برگ‌هاى « فاشرا » 7 ست ؛ رنگشان به رنگ زر اما رنگ چوب به رنگ ياقوت است ، و آن بويى دلپسند دارد . يكى از انواع [ حماما ] در جاهاى نم‌دار مىرويد ، كلفت و نرم و رنگش سبزوش است ، چوبش به تراشه و بويش به سداب و پونه 8 مىماند . نوع ديگر [ حماما ] يعنى پنطسى 9 به شدت رنگى است ، بلند نيست و به آسانى مىشكند ، به ظاهر به خوشه مىماند . پر از ميوه است و بويى نافذ دارد . نيكوتر از نوع اول ، [ حماما ] ارمنستانى است كه رنگش به زر مىماند ، چوبش تلخ و بويش شديد است . 10 نوع دوم مرغوب نيست ، كلفت و سبز است و چوبش مىشكند و به تراشه تبديل مىشود . اما آن نوع پنطسى بهترين [ به شمار مىآيد ] كه تازه ، كمى سفيد و متمايل به سرخ باشد ؛ اجزايش متراكم و صاف است و درهم پيچيده نيست 11 ؛ آن متراكم است ، بوى زننده و سوزان دارد ، زبان را مىسوزاند و داراى يك رنگ است . 12 * برخى مردم حماما را با [ گياهى ] به نام اموميس 13 مىآميزند زيرا 14 [ حماما ] شبيه اين جنس بدلى است جز اينكه اين بدل بو و ميوه ندارد . به همين جهت بايد از خرده‌هاى داخل آن پرهيز كرد و چنان جنسى انتخاب نمود كه شاخه‌ها از يك ريشه روييده باشند . ( 1 ) . Vitis repanda Wight . ( ابن سينا ، 245 ) يا Cissus vitiginea L . ( ابو منصور ، 135 ) . نيز قس . سراپيون ، 234 ؛ بيطار ، 695 . ( 2 ) . اومومون - يونانى ، ديوسكوريد ، I ، 12 . ( 3 ) . كازرونى ( ورق 112 ب ) متن را تا اينجا نقل مىكند .